
رویِ لبخند ِ من... من مردی را میشناسم که تمام ِ دو راهیهای ِ مرا ترمز میزند... و آیینهاش را تنظیم میکند درست رویِ لبخند ِ من... سبز که میشود تمامِ قرمزها را رد میکند.... اما هنوز هم باور ندارد من از آنچه در آیینه میبیند به او نزدیکترم!.. سمانه سوادی ...
ادامه مطلب
پلِ قدیمی زندگی... زندگی مثل یه پل قدیمیه به این فکر نکن که اگه تنها بری زودتر میرسی به این فکر کن که یکی باشه که وقتی داشتی می افتادی دستتو بگیره..... ...
ادامه مطلب